بتو چه

من به میخانه شوم مست وغزلخوان بتوچه

مست  از ساغر و ساقی   بگردم  بتو چه

غافل ازخود بشوم درخود خود سرگردان

تا در دیر روم  وباز  بگردم   بتو چه

قصه عاشقی ورندی واین تلخیها

با بت بتکده ام همراز بگردم بتوچه

شاه اقبال من خسته دل از دست برفت

این عطشها که بر لب بکردم بتوچه

تا سحر بر در این خانه بمانم غم نیست

عاقبت رام شود سوگل دردم بتوچه

تو به شیراز رو  و از دور مگو حافظ کیست

من به انفاس خوشش مست برفتم بتو چه

طره ایی از کف این رهگذر عشق نرفت

عافیت باد  زمانش  چو که رفتم  بتوچه

احمد از مستی کارش همی خواهد شد

تو  بخوان  کار به اقبال  نگردم  بتوچه

/ 26 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد

سلام دست مريزاد[گل]

fargol

ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳـــﺖ... ﺳـﮑﻮﺗـــ ﻫﻤﯿــﺸﻬــ ﻧﺸــﺎﻧـﻬـ ﺭﺿﺎﯾــﺖ ﻧﯿـﺴﺘـــ ﺷﺎﯾـــــــﺪ ﮐﺴــﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻔـــﻪ ﻣﯿﺸــﻮﺩ ﭘﺸـﺖ ﯾﮑـــ ﺑــﻐـــﺾ!

پروانه ات خواهم ماند ...

انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است... کتف گریه های من بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است... دردهای پوستی کجا؟؟؟ درد دوستی کجا؟؟؟

شاپرک

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است ، پر بکش او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟ اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .

شاپرک

خدایا دلم به سان قبله نماست ؛ وقتی عقربه اش به سمت “ تو ” می ایستد ، آرام می شود . . .

نارگیله

عالی بود[تایید]

گل یخ

میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ ! پیشاپیش یلدا مبارک [گل]

روز هفتم

آن حرف که از دلت غمی بگشاید در صحبت دل شکستگان می باید هر شیشه که بشکند ندارد قیمت جز شیشه دل که قیمتش افزاید ![گل]

بیتا

سلام ممنون از حضورتون توی وبم موفق باشید [گل]