زادروز من (18 شهریور )

دستهایت رادردستهای من بگذار بی محابا،تاراهی شویم ازاین دیار.به کدامین آیه هامی توان ایمان داشت،برکدامین قدیس زانو خواهیم زد.دراین سرزمین؟!گویی ازابتدانبوده اندخدایانی بی نیاز.دستهایت رادر دستان من بگذار،درآن لحظه که شرم حضور ترادر واپسین غروب زمزمه خواهم کرد.ورهاکرده چون یالهای اسبی درباددرآغوش من بمان،چه شوقی دارد اینجا،به نماز می ایستم ودر رکوع صدایی می شنوم .پرستوهای قطبی مهاجربابالهای نیمه عریان گویی ازانزوای چنگالهای عقاب گریزان بوده اندوبرتن نیمه سردشان خونابه سیاه پاشیده اند.آه ای پیام آوران بی نوبت برکدام آیه از کتاب قدیمی بند بند این تن رنجور راتازیانه می زنید ؟!دستهایت را دردستان من بگذار.وبرلبان خشکیده ام نسیمی ازبوسه بگذران،درآن ساعت نیمه خواب زمان که خسته از حرکت بازمانده ،عقربه کوچک لحظه .ای خیال دیرپس بی جوش.دستهایت رادردستان من بگذار.باتوازآب می گویم ازخیال تاخیزران ازتهی بودن،از زندگی ،ای لیموی ترک خورده از آفتاب وآب.برپنجره ام می نشیند خورشید وعبور می کنداز پرده عبوس میخ شده بردیوار،گلهای رنگ ورو رفته قالی قدیمی ام به طپش می افتندودرحرکت دواربه دور خود میچرخنددستهایت رادر دستان من بگذار،لحظه هایم همه عریان شده انددرسوره های پیامبران شهوت که ازمرزبی خدایی گذشته اندو سوغات انجیل را به سرداب زمانه می برند.

در این لحظه که می گذرم ازچهل سالگی.

دستهایم خالیست چراکه سالهاست سرکوب شده اند.

دستهایت را ......

/ 2 نظر / 22 بازدید
نارگیله

پیشاپیش تولدتون مبارک[گل][گل][گل][گل]

مریم

دستهایم آنقدر بزرگ نیست که چرخ دنیا را به کامتان بچرخانم ، اما یکی هست که بر همه چیز تواناست ، تو را به او می سپارم... زادروزتان خجسته باد صمیمانه به شما دوست بزرگوار تبریک می گویم