وسوسه

پرم ازوسوسه ای که تو به آن می گویی عشق

ولی افسوس حباب رنگین خیالم به سرانگشت

کنجکاو سوزن توآشفته شده وتومست از ترکیدن حباب

ومن مات و حیران خیره در روزهای گذشته

وبه عمر کوتاه دل تنگی خویش می میرم

/ 0 نظر / 5 بازدید