شکوه

شکوه هارا آغاز کنیم

در محتاج رها کرده دراین وادی را

بازکنیم

تو نیاز بودن را من عبور شبنم را

ودر آخر کار مات ومبهوت به هم می نگریم

نه خیال تورنگ ارغوانی به خود می گیرد

نه عبور شبنمی از گوشه چشم

ردی از خود برجای میگذارد

شکوه ها را آغاز کنیم

/ 8 نظر / 14 بازدید
مریم

ما را به دعا کاش نسازند فراموش رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

Neda

سلام مرسی بخاطر حضورت[گل]

سارا

من موافقم با تبادل لینک

مریم

اذان صبح آوایی ست که همگان آن را می شنوند اما فقط آنهایی که اهل قیامتند به پا می خیزند.

س.ه

با سلام و احترام لینک شدید

آوا

کوله باری بسته ام در آن هیچ نیست غیر از ارادت و اشتیاق و آزادگی! کوله باری بسته ام برای آمدن از پی ات به هرکجا، آوارگی از برای تو عالمی دارد باغ و برهوت و کویر و بستان و زمستان و پاییز ندارد که! همه جا، هرجا! فقط تو باشی همین برای من کافیست کافیست برای پَر زدنم

سپیده

"زمان" آدم ها را عوض نمی کند.. "زمان" حقیقت آدم ها را آشکار می کند....