خفاش

ای شوق در هم تنیده    ای   ابر

تا کی   به دست مالی ارواح نا آرام بادها،

افسار خواهی شد؟ بی آنکه  بر نیلگون کاسه دریا

موجی از  سر اتفاق به ودیعه بگذاری .

آیا من وتو همدردیم  بی آنکه خود خواسته باشیم ؟

زمان می گذرد

آیا من از سر اتفاق زنده ام هنوز ....

بی راه و بی خیال

چون شب شکار کور

که در امواج  سرد تاریکی

از سراتفاق به جایی چنگ زده است

و نمی میرد .

/ 20 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها راد

در بهاران کی شود سرسبز سنگ؟خاک شو تا گل برآیی رنگ رنگ سالها توسنگ بودی دلخراش آزمون را یک زمانی خاک باش

سپیده

سکه ها همیشه صدا دارند، اما اسکناس ها بی صدا. پس هنگامی که ارزش و مقام ما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشیم . . .

♕ بـــی بـــی تنـهــــــا ♕

قدرت ” شیر ” در ماهیچه‌هاش نیست! در درونشه!! یه وحدت درونی داره وقتی تصمیم به شکار میگیره با همه وجودش بلند میشه با همه وجودش حرکت میکنه باهمه وجودش بدست میاره… به خاطر مشکلات هدفتو رها نکن ” رویاهاتو بدست بیار “ ممنونم از حضورتون

هستی نو

سلام چقدر لطیف و زیبا[گل][لبخند]

هستی نو

راست است که صاحبان دل های حساس نمی‌میرند... بلکه بی‌هنگام ناپدید میشونــد. "احمد شاملو" [گل]

هستی نو

هر کسی می‌خواهد به اوج برسد و در اوج زندگی کند اما مهم اینجاست که خیلی‌ها راه‌های رسیدن به اوج را فراموش کرده‌اند. "گابریل گارسیا مارکز"

همسفر جاده دلتنگی

من نشستم بروی "می" بخری برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جایی «مهدی فرجی»

شادی

سلام دوست بزرگوار. وب زیبایی دارید. تبریک میگم. ممنون از حضورتون در ویم.

ترانه ی تارا

سلام شرمنده یکم درگیر درس هستم[ناراحت] نمیتونم ی مدت خیلی سر بزنم ببخشید [لبخند]