خسوف

وقتی تونیستی

روشنایی خطبه خوان خانه تاریکم است

ودرکوچه های تفکروتنهایی پرسه های پریشانم را

پنجره ای پلک به تماشا نگشود 

وقتی تو نیستی  درگلویم هزاران قناری غمگین بهارسبز چشمانت را بهانه گرفتند  

وقتی تو نیستی

من در خلوت خاموشم خسوف خوفناک هزار هزار ستاره روشن را نظاره می کنم .

وقتی تو نیستی ....

/ 58 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطیما

سلام عزیزم جاده احساس با " خواب رویایی " به روز شد منتظر نگاه قشنگت هستم هر چی آرزوی ِ خوب ِ مال تو .............[گل]

روزالی پیرسون

نگران فردایت نباش ، خدای دیروز و امروز ، فردا هم هست ما اولین بار است که بندگی می کنیم ولی او قرن هاست که خدایی می کند

محمد

سلام وبلاگتون قشنگه خوشحال میشم به من هم سر بزنید و رفت و آمد کنیم

محمد

برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست

پرنسس

یکی ازهمسایهامون، مرد...رفتیم مراسم خاکسپاریش...بعد دختره مرحوم که همش داشت گریه میکرد...یهوگفت اصلا سابقه نداش بمیره....... . . . . . هیچی دیگه وسط خاکسپاری همه ی وابستگان داشتن سنگ قبر مرحومو گاز میگرفتن..و منم شروع کردم به اذان گفتن.

جقله دوست داشتنی : )

سلام ! خوشحال میشم به وبم سربزنین[گل][گل]شما لینک شدین

فاطیما

سلام عزیزم جاده احساس با " واپسین روزهای شهریوری" به روز شد منتظر احساس قشنگت هستم هر چی آرزوی ِ خوب ِ مال تو........[گل]

آسمان آبی

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم