مات

با قطار صبح رسید  بی راه  بی جنوب   رو به دلتنگی  شمال  !خیس وخسته  بنشست روبروی  من .دلواپس و لرزان با صدای سوت  قطار   می جهد  از جا!     وقت رفتن  خواب را هم با خود برد     مسافر غمگین این سالها.  

/ 0 نظر / 25 بازدید