خسوف

وقتی تونیستی روشنایی خطبه خوان خانه تاریکم است

 ودرکوچه های تفکروتنهایی پرسه های پریشانم را پنجره ای پلک به تماشا نگشود 

وقتی تو نیستی  درگلویم هزاران قناری غمگین بهارسبز چشمانت را بهانه گرفتند 

  وقتی تو نیستی

من در خلوت خاموشم خسوف خوفناک هزار هزار ستاره روشن را نظاره می کنم .

وقتی تو نیستی ....

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان اوریا

سلام.بسیار زیبا و پر احساس.سپاس گذاریم جناب پایمرد. "وقتی تو نیستی"

Neda

دلــــــم ؛ گـاهی میــگیــرد ! گـاهی میــسوزد ! و حتی گـاهی ، گـاهی نــه _خِیــلی وقتـــها_ میـــشکند ! امــ ـا هنـــــوز می تَپــــد

Neda

خیلی ممنون

fargol

تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب میکشیم!

مراد عیسوند

iهر گز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش،گاهی رد انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند[گل][گل]

سناحسینی

برادرم یه مدت نیستم...وقت نمیکنم سر بزنم.ان شاالله بر میگردم و دوباره شعرای قشنگتونو میخونم.

گمنانم

مثل همیشه قشنگ و زیبا[گل][گل]

باران

ســـــــــــــــــــــلام ممنون ازاین که به وبلاگم سرزدین بازم بیاین خوشحال میشم[گل]