خواسته

از کنار صبح

چه خاموش  گذر می کنند

نفس های  خسته         خانه های خمیده        شب گذشته

و

حس ها و هواهای  قهر کرده  شب   گذشته

حیران  و بی   پناه

در غلظت  هوا   حل  می شوند .

هی   ساده

کنارم بمان

شاید لاینحل بمانیم .

می دانم

می دانم حالا دیگر  بی من هم

نمی گذرد .

/ 32 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپید بانو

هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

مرادعیسوند

دردها فراموش می شوند اما همدردها هرگز... من بودن انهائی را می خواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر می کند[گل]

فریدون

قشنگه

شهرزاد121

درد یک پنجره را پنجره ها مى فهمند/معنى كور شدن را گره ها مى فهمند/سخت بالا بروى ساده بیایى پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها مى فهمند/یک نگاهت به من آموخت كه در حرف زدن/چشم ها بیشتر از حنجره ها مى فهمند…

شهرزاد121

غم كه نوشتن ندارد! نفوذ میكند در استخوان هایت ،جاسوس میشود در قلبت و آرام آرام از چشم هایت میریزد بیرون …

مریم

خالی تر از سکوتم انبوهی از ترانه با یاد صبح روشن اما … امید باطل شب دائمی ست انگار

فهیمه

سلام دوست عزیز.... ممنون از وبلاگ خوبت .. خوشحال میشم به منم سر بزنی.... اگه با تبادل لینک هم موافقی لینک کن و خبر بده منم لینکت کنم