سرآغاز تمام لحظه ها

وهم حضور تو بود

وشرف از پا  درآمده مرداب

درتلاطم سنگی که درونش را مشوش خواهد کرد

یا پندار پرندگان عبوری از سراب تشنگی

رهایم کن ای افسون بودن

دراین دلواپسی سنجاقک