ناخواسته ؟!

برون شده از تارو پود خویش

گسسته      خسته

اکنون تنها نشسته  مشغول به پیوند تاروپودکهنه

دلم امانم را بریده

سکوت در غم مادرم

تنها نشسته

ودر پس انگار زمان من در جای خود وامانده  

دستهای خالی وسرد پی دلداری تو از خاک برون شدن

کجایی ای شکوه بنفش؟!

آنزمان که مرا خاک می کنند