دستهای کوچکت را

در جیبهای سوراخ وخالی شلوار وصله دارت  پنهان کن

و ارزوهای ریزودرشتت را در چهاراههای  خطر این شهر

رنگ و رورفته  جابگذار

هرچه باشد کودکی هنوز

واین فالهای بی سرنوشت تنها تلنگری ست به انسانیت

تا مردمانی رهگذر چشم بدنبال تو بگردانند

انها تهی بودن خودرا در دستان تو جستجو می کنند

وبی اختیار عبور خواهند کرد

ای طفل فال فروش